نگاهی به موسیقی تیتراژ سریال «دیدار»
«کوه»؛ ترانه‌ای در خور تحسین، انتخابی ناهمگون!



خواننده: علی لهراسبی

ترانه سرا: مونا برزویی

آهنگ و تنظیم: مهدی یراحی

میکس و مسترینگ: بهزاد رئیسی

همخوان: سارا علیپور

موسیقی ما - محسن شیرالی: از تولد موسیقی‌های تیتراژ تلوزیونی تنها چند سال است که می‌گذرد و با توجه به تاثیر غیر‌قابل انکار این عنصر در جذب مخاطب‌، عوامل تهیه و تولید مجموعه‌های تلوزیونی به تکاپو افتاده‌اند که برای مجموعه‌های خود با یکی از خواننده‌های مطرح به توافق برسند و گاها ضعف‌های ساختاری و تصویری خود را با این پدیده نوظهور در تلوزیون ما، پوشش دهند.

تیتراژهای به یاد ماندنی زیادی در این چند سال برای مدت‌ها روی لب‌ها زمزمه شده‌اند. «پیله‌های پرواز» (اونی که مدعی بود عاشقته...) با صدای علی لهراسبی (ترانه: روزبه بمانی – ملودی: بهروز صفاریان)، «نرو» با صدای رضا صادقی (ترانه و ملودی از رضا صادقی)، تیتراژ پایانی برنامه شب شیشه‌ای با صدای مهدی یراحی (ترانه روزبه بمانی و ملودی مهدی یراحی)، «برای آخرین بار» با صدای احسان خواجه‌امیری (ترانه افشین یداللهی و ملودی احسان خواجه‌امیری) و تیتراژ برنامه «ماه عسل» با صدای محسن یگانه (ترانه: روزبه بمانی) نمونه‌های بسیار موفقی از تیتراژهای تلوزیونی بوده‌اند.
به نظر نگارنده هم اکنون تنها تیتراژ قابل اعتنا، تیتراژ پایانی مجموعه دیدار است. «کوه» را مونا برزویی سروده است. ترانه‌سرایی جوان که کم‌کم باید او را به جمع ترانه‌سراهای صاحب سبک داخل کشور اضافه کرد. ملودی و تنظیم «کوه» از مهدی یراحی است. آهنگ‌ساز جوان و با استعدادی که همان‌طور که انتظار می‌رفت آثار او با استقبال زیادی روبرو شده‌اند. تیتراژ پایانی شب‌ شیشه‌ای و آلبوم بی‌خوابی (سعید شهروز) از آثار پر‌طرفدار او به حساب می‌آیند. علی لهراسبی نیز نیازی به معرفی ندارد. آلبوم‌های «دریایی ها» و «مثلث» در سال‌های گذشته با استقبال خوبی روبه‌رو شدند. لهراسبی اجرای تیتراژهای چند سریال و برنامه تلوزیونی را در پرونده دارد و از این حیث یکی از با تجربه‌های عرصه‌ی تیتراژ به حساب می‌آید.

و اما «کوه»؛ با وجود اینکه «کوه» تیتراژی ساخته نشده است، اما هم‌اکنون بهترین تیتراژ در حال پخش برنامه‌های صدا‌و‌سیما است. این اثر تمام خصوصیات یک کار عاشقانه را در خود دارد. تعابیر ناب و ملودی تاثیر‌گذار، تنظیم مناسب و صدای استاندارد خواننده، تلفیق قابل تحسینی را به گوش مخاطب می‌رساند. در این ترانه با جریان منحصر به‌فردی از احساسات ترانه سرا روبرو هستیم. «کوه» برخلاف آنچه که این روزها به کرات شنیده می‌شود نه‌تنها هیچ تلاشی مبنی بر تقبیح اعمال معشوقه و لعن و نفرین آن ندارد‌، بلکه بسیار معصومانه نگرانی خود را از آنچه که ممکن است در این فاصله‌ها روی بدهد ابراز می‌کند:

«تا مه راهو نپوشونده نگام کن / اگه رو قله سردت شد صدام کن» ...

نکته قابل‌توجه دیگری که در این ترانه به چشم می خورد قافیه‌ی شنیداری (سماعی) بیت اول ترانه است «من این پایین نشستم سرد و بی روح / تو داری می رسی به قلهء کوه»

همان‌طور که مشاهده می‌شود «کوه» و «روح»، قوافی شنیداری هستند. هرچند که بعضی هنوز به‌شدت به استفاده از این نوع قوافی معترض‌اند اما باید پذیرفت که قافیه‌های شنیداری حلقه‌های گم شده ترانه نوین ما هستند. چرا که تکرار در قافیه‌ها آن‌قدر به چشم می‌آید که لازم به نظر می‌رسد همانند موسیقی دیگر ملل به این نوع قافیه‌ها بهای بیشتری داده شود.
نکته قابل توجه دیگر این ترانه تعابیر جذاب و بکریست که مونا برزویی به‌کار برده است. به‌عنوان مثال در بیت: «یه رنگ مرده از رنگین کمونم / من این پایین نمی تونم بمونمی» و یا در بیت «منم اونکه تو رو داده به مهتاب / کسی که روتو می پوشونه تو خواب» با لحن و تعبیر تازه‌ای روبرو هستیم که حقیقتا تا به حال نشنیده‌ایم. تمام جذابیت هنر در نو‌زایی و استفاده از زیبایی‌های است که تا به حال به‌کار برده نشده‌اند که در «کوه» ما با این خصوصیت روبرو هستیم.
ملودی این اثر نیز در قبال کلام ادای دین کرده و آنچه را که لازم است که به‌واسطه ملودی درک شود را به ذهن متبادر می‌کند. تنظیم کار هم قابل قبول است اما حرکت تازه‌ای در آن مشاهده نمی‌شود.
آوازه‌خوان این اثر به‌واسطه تجربه‌ای که طی سال‌های گذشته کسب کرده است و همچنین به لطف دقت زیادی که مهدی یراحی در ساخت آهنگ به‌کار برده است، به‌خوبی از عهده اجرای این ترانه برآمده است. علی لهراسبی بدون شک یکی از بهترین صداهای حال حاضر موسیقی پاپ ماست و موفقیت آثار او موید این موضوع است.

اما تنها ایرادی که می توان از این تیم گرفت، انتخاب کوه برای تیتراژ مجموعه تلوزیونی «دیدار» است. مجموعه‌ای که شاید بتوان در میان آثار صدا و سیما در درجه دوم و یا حتی سوم قرار داد. این موضوع باعث شده است که «کوه» به‌عنوان اثری در خور تامل و تحسین‌برانگیز به‌خوبی شنیده نشود. شاید گزینه‌های بهتری می‌توانست برای کوه انتخاب کرد تا این اثر بیش‌تر شنیده شود چرا که ما برای بالا بردن سطح سلیقه مردم نیاز داریم که «کوه»ها را به گوش مردم برسانیم . باید قبول کنیم که متاسفانه این روزها گوش‌های ما مسموم شده‌‌اند.

........................................................................................

من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری می رسی به قله کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل می کنی مجبور میشی
تا مه راهو نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمی تونم بمونم
منم اونکه تو رو داده به مهتاب
کسی که روتو می پوشونه تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نسیت
می خوام یادم بره دست خودم نیست

 

در آلبوم جدید علی لهراسبی که نوروز 88 منتشر خواهد شد؛
بهروز صفاریان برای لهراسبی آهنگسازی
می کند

 

موسیقی ما- آلبوم جدید علی لهراسبی نوروز 88 روانه بازار می شود. علی لهراسبی خبر داد: آلبوم تازه اش با 5 ترانه و آهنگ از محسن یگانه نوروز سال آینده وارد بازار می شود. علی لهراسبی در این خصوص افزود: به شدت در حال ساخت و تنظیم قطعات آلبوم جدیدم هستیم و امیدواریم تا نوروز 88 روانه بازار شود.  

وی افزود: آهنگساز و تنظیم این آلبوم را بهروز صفاریان به عهده دارد و شهاب اکبری تنظیم کننده و محسن یگانه، امیر و آرش قنادی و مهدی یراحی از آهنگسازان قطعات این آلبوم هستند. این خواننده موسیقی پاپ کشورمان در خصوص ترانه سراهایی که او را در این آلبوم همراهی کردند گفت: مونا برزویی، روزبه بمانی و محسن یگانه با 5 آهنگ و ترانه من را در این آلبوم همراهی کردند. لهراسبی در مبنی بر اینکه آیا در آینده نزدیک کنسرتی برگزار می کند گفت: در نظر دارم بعد از انتشار آلبوم جدیدم کنسرتی را در تهران برگزار کنم .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ توسط :: سارا :: نظرات ()


  

به دلم افتاده ،به داد دستام می رسی

واسه گذشتن از هر چی که دارم  ، تو بسی!

یکی ، دو روزه گریه بهونه ی چشامه

تو رو خواستن و نداشتنت یه عذابه که باهامه ...

توی این شبای بی تو ، نگاتو کم میارم

حدس بزن از این ترانه که چه حسی به  تو دارم!

به دلم افتاده ، تعبیر خواب من میشی

یکی از این روزا پامو به رویات می کشی...

 

+ نوشته شده در شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط :: سارا :: نظرات ()


تمام خبرها و مصاحبه ای که براتون میذارم تقریبا تکراریه چون طرفدارای علی لهراسبی اینقدر آنلاین ان که زودتر از من همه خبرها رو براتون گذاشتن ! حالا من هم به قول ماجده گفتم واسه خالی نبودن عریضه دوباره بذارم !

 

¢ مصاحبه ی علی لهراسبی با هفته نامه جوان امروز

 

اونــایی کـه بـا تــو ارتـبــاط  داشـتـه انــد مـی گــن علی لهـراسبی نسبت به قبـل تغییــرات زیادی کــرده دیــگه اون علی ســابـق نیــست، واقــعا ایــن طـــوره؟

واقعا نه...، من همون علی گذشته ام با همـون خصوصیـات اخلاقی . به نظـــرم یه آدم هر چـقدر هم که مشهـور و بـزرگ شده بـاشـه اما برای اطــرافیـان خـودشهمون آدم سابقه ، خـب مـن به د لیل مشـغله های فکـری و تـداخـلی که همیشه بین کارهام وجود داره شاید به لحاظ وقـت نسبت به دیگران بیشتــر در مضـیقه هستـم، مثلا بارها پیش میاد که  دوستان نزدیک و اعضای خانواده ام به من زنگ میـزنندو من تو اون لحظه درگیر کارهای شرکت یا موسیقی هستم و نمی تـونم جوابشون رو بدم، گوشی رو برمیدارم و به طرف میگم 5 دقیقه دیگه می گیرمت،اما اونقدر درگیر کار می شم کـه فراموش می کنم. پیش اومده که چند ساعت بعد و حتی یک روز بعد به طرفم زنگ بـزنم و ازش عـذر خواهی کنم...، امـا او بـه جای اینــکهشــرایطم رو درک کنه به مـن میگه علی تـو عوض شدی و زود این مسئله رو بهمشهور بودنم ربط می ده ، درحالی که مـن فقـط ســرم شلــوغ بـوده و اصـلا قصد بی حرمتی و سهل انگاری نداشتـم . در ایـن شـرایـط ازدوستان و نزدیکانم  بیشتر انتــظار دارم که درکـم کنند تا...

                                                                                                                

فکر نمی کنی که این همه مشغله فکری در نهایـت به ضـررت تمـام بشه؛ یـعنی تو هـم ارتبـاطت رو با دوستات از دست بدی و هم دیگه نتـونی اون طور که باید به کارهات رسیدگی کنی؟

من تمام سعی ام رو می کنم که کارهــام رو مدیـریت کنم تا بیـن اونـا تـداخلی به وجود نیاد ولی خب همون طور که گفتم به دلیل حجم بالای کارهام با کمبود وقـت مواجه هستم؛ مثلا اگر چهار سال قبل خبرنگاری با من تماس میگـرفت و تقاضایمصـاحبه داشت قرارمصاحبه رو برای فردا میـگذاشتم اما خـب الان شرایـط فـرق کـرده، شـاید مجبور بشم چند بار قرار رو به تعویق بندازم یا کنسل کنم تا یه وقت خالی در بین کارهام پیدا کنم.

                                                                                                              

اگر اشتباه نکنم به جز کار روی آلبوم جدیدت، عمده ترین کارهای موسیـقی ات اجراهای ارگانیه؟

همینطوره...

بــعضی از خواننـدگــان معتقدند که اجراهای ارگانی بـاعـث میشه کلاس خواننده پاییـن بیــاد؟

مطمئن باشید اگر به اون عده ای که این حرفها رو میـزنن هم پـیشنهاد اجـراهای ارگانی داده بشه همه شون با کمال میل می پـذیـرن. یک خواننده نباید به اجراهایارگانی به دید یک کنسرت نگاه کنه چون اون وقت دچار پسـرفت میشه، نگاه اون باید به این گونه اجرا ها به شکل یک تمرین باشه.

 

فکر نمیکنی اجرا های «پلی بک» باعث بشه در دراز مدت خواننده از توانایی هاش دور بشه؟

در اجـراهای سـازمانی نه...، چون همون طور که گفتم اون کار می تونه نوعیتمرین باشه اما اجرای پلی بک در کنســرت ها واقعـا اسفنـاکه. شمـا تصـور کنـیـد هـوادارانت پول می دن تا اجرای زنده ی تو رو ببینن، اون وقت ... این کار واقعا خیانته، ولی خب باید بپذیریم که بسیـاری از سـازمـان هـا به دلیـل کمبـود بودجه ومحدودیت در رابطه با آوردن ساز روی صحنه با مشکل مواجه اند و برای اینـکهدربین برنامه و جشنشان موسیقی هم داشـته باشـند از یک خـواننده تقـاضا می کنن که روی صحنه بیاد. درست مانند اینکه یک هنرپیشه رو دعـوت می کنـن کـه درازای مبلغی به اون برنامه بیاد و با مردم صحبت کنه. تنها تفاوتش اینه که خواننده قطعه ای رو لب خونی میکنه. این نکته رو هم بد نیست یاد آوری کنم که اگر یک خواننـده نتـونه روی صحنه خوب حس بـگیره و با تمام توانش اون قطعه رو اجرا کنه، مخاطب نمیتونه با اون ارتباط برقرار کنه.                                                                                                                

یکی از انتقاد هایی که همیـشه از تو مـی شه اینه که لـهراسـبی مشهور شدنـش رو مدیون تیتراژهای تلوزیونیه، امکانی که برای بسیاری از خواننده های  دیگه وجود نداره؟

بـلــه، ایــن حـرفـها رو خـودم هـم شنیـدم ، مـسلما من تنـها خـواننده ای نیستم که یـتـراژهای تـلوزیونی رو می خـونه و شـاید اگر یـک حسـاب سـرانگشتـی بکنیـن متوجه می شین تعداد آهنگ هایی که من خوندم حتی به عـدد 10هم نمی رسه امـاشاید این حرفها یک دلیل دیگه داره و اون اینه که اکثر کارهایی که من خـونـدم به خوبی شنیده شد و حتی بعضی از اونا به کار معروفی تبدیل شد، من نمیدونـم چـرا همه افراد در این قضیه نیمه خالی لیوان رو میبینن و منتقدان نمیان بگن لهـراسبی تنـها فــردی بوده که تیتـراژهای تلوزیونی رو به ماشین های مـردم کشونده و اونا رو تبدیل به کارهای پرطرفدار کرده؛ اتفاقی که  در مورد کمتر خواننده ای میفته.

 

قبـول، ولی شـاید اونـا از این ناراحـتن که هیچ وقت به اونـا چنین فـرصتی داده نمی شه که توانایی هاشــون رو در این زمینه بروز بدن و فکر می کنن کسی در پشت پرده از تو حمایت میکنه که اینجوری...!؟

شـاید باور نکنین اما من خودم خیلی وقت ها می رم در صف منتقدین کسانی کهدر تلوزیون برای خودشون باند درست کردن و اجازه نمیدن کسی وارد اون بـشه.شما به کارنامه مـن نگاه کنیـن، هیـچ کـدوم از ســریال هایی که من خونـدم آنچـنانمحبوب و پر طرفدار نبود و قـطعه ی مـن تنـها به خاطـر قابـلیت هـایی که داشـت شنیـده شـد، درحالی کـه سـریال های ماه رمـضان یا مناسبتی فقط مـختص عـده ای محدوده وهیـچ وقـت به ما ها نمی رسه، اما شاید توضیح دادن یک نکته برای شماهم جالب باشه و اون اینـه که مـن هم مـثل بسیاری از افـراد که دوست دارن واردصـدا و سیـما بشـن مدت ها پشت درهای بسته بودم و طعم تلخ "نـه" شنیدن رو ازخیلی ها چشیدم اما خدا لطف کرد و من به عنوان خواننـده وارد صدا و سیما شدم،ولی خب اون موقع من اصلا به تیتراژ خوندن فـکر هم نمیکردم و در فکر ساختآلبوم اولــم (دریایی ها) بودم. یادمه برای اون کار، ماشیـن زیر پام رو فروختـم تا هــزینه ی آلبوم دربیـاد تا اینکه یک روز بــه طور اتفاقی مسعود رسام صدای من رو در ماشین آقای چراغعلی میشنوه و از اون خوشش میاد و از ایشون سراغ منرو می گیره و بعد... یعنی  من به طور کاملا اتفاقی وارد این حرفه شدم. درموردحس غـریـب هم بایـد بـگم این کار یکی از قطعات آلبـوم بود چند ماه در تلـوزیونموند و بعد بعد از بررسی های زیاد پخش شـد نه اینکه من امروز بـخـونم و فـردا کار بـدون هیـچ دردســر و معطلی روی آنتــن بره.

و پیله های پرواز...؟!

خب سال 85 بود که مـن با بـهروز صفاریـان آشنــا شـدم. آشنـایی من و بهـروز حسن های زیادی برای من داشت؛ نگاه متفاوت و دقیق اون باعث شد که نـگاه منبـه مـوسـیـقـی دگـرگـون بـشـه . حـاصل  ایـن هـمـکاری هـم قـطـعه ی مـعـــروف "پیـله های پـرواز" هست. یادمه وقتی کار ساخت این قطعه تموم شد آقای مشایخیبه ما پیشنهاد داد که کاری رو برای تیتراژ این سریال بخونیم که ما چون کار آماده نداشتیم این قطعه رو پیشنهـاد دادیم که ایشون هم خوشش اومد. در عبور شیشه ایهم همین طور بود. آقای قنبری از من خواست که یکی دو روزه کاری رو به اون تحویل بدم که من هم یکی از قطعاتم رو بهش دادم.                                

اما قبـول کن این روزهـا تـو یکی از تیتـراژ خـون هـای اول تلوزیون هستی. به این اسـامی دقـت کن: تصویر زندگی، خونه من خونه تو، هویت، دیدار و ضربان که در راهه ، محرمانه رو هم که چندی قبل خوندی.

شایــد باور نکنید ولی همزمانی این کارها کامـلا اتفـاقی و بـدون بـرنامـه ریزی بود. مدتها بود که از من در تلوزیون خبری نبود دلیلش هم حـرف و حـدیـث هایی بود که در مـورد من وجود داشت من حتی به برنامه هایی که در تـلوزیون دعوتـم می کردند نمی رفتم و می گفتن دایـی لهــراسـبـی یـک آدم معـروف در سـازمانـه. حالا بماند که من اصلا دایی ندارم! از طرفی من در خوندن تیتراژها شرایط خودم  رو دارم و می خوام با تیــم خـودم کـار کنم و حاضر نیـستم هـر قطـعه ای رو کـه آهنـگساز سریال پیشنهاد میکنه بخونم چون برای مخاطبم ارزش قائلم همیـن مسئـله باعث میـشه که کـارهای مـحدود تـری رو اجرا کنم چرا که تهیه کننده ها هم اکثرا شرایطم رو نمیپذیرند، اما در مورد تیتراژهایی که نام بردید بایــد بـگم اونـا قــرار بـود با فاصلـه پخش بشن اما خب متاسفانه یا خوشبختانه پخششون هم زمــان شــد.

 حسـن همـزمانی تیتـراژ بـرای تـو اینه که باعث بشه در شرایطی که آلبـومت به بـازار نیومده جای خالیت چـندان احـساس نـشه و ضـررش هم اینه که باز هم درمظان اتهام باند بازی قرار میگیری!

همین طوره (باخنده)                                                              

یکی از حرف هـایی که در مورد تـو هـمیـشه گفـته می شـه اینه که به شـدت بهگـروهـی کـه با اون کار میکنی پای بندی.

مــن تیمی کار کردن رو دوست دارم،بچه هایی که من با اونا همکاری میکنم به خوبی با سلیقه ی هم آشنا هستیم و میدونیم از همدیگه چی میـخوایم و همیـن مسئله کار رو برای ما راحت تر کرده. 

فکر نمی کـنی گـروهی کار کردن باعث ایجاد محدودیت هایی برای تو بشه و توبـه خـاطر هـمکاری بـا یـه عــده ی خـاص بـه ورطـه ی تکـرار کـشــیـده بــشـی؟

نـه، چرا که من این آزادی رو دارم که از بچه های دیگه هم کار بگیرم. من در آلـبـوم جـدیـدم از یگانه، صادقـی، گـروه سـون و ... هم قـطعاتی دارم.

راستی کار آلبوم جدیدت به کجا کشید؟

اکثر قطعات رو انتخاب کردیم و همه ی بـچه هـا تلاشـمـون رو بـه کـار بـستـیـم کـه کـار تـا اواخـر امسال به بازار بیاد. 

نـکته ای که وجود داره ایـنه کـه تو جزو خوانندگانی محسوب میشی که پله پله پیـشرفت کـردی و مـوفقیتت تـداوم داشـته ؛ اتفـاقی که ایـن روزها در مورد کمتر خواننده ای می افته.

هیــچ وقت سعـی نکـردم بـه موفقیتی که در حـال دارم دل خوش کنـتم و همیـشه به بهتر شدن فکر می کنم و دنبـال رفـع ایـرادم هستـم به هـمیـن خاطر حتی بعد از شهـرتم هـم به کلاس آواز استاد محمدرضا صادقی میرفتم تا ایراداتم رو  برطرف کـنـم.

اگـه مـوافــق بـاشـی بـریـم سـراغ ســوالات فـانـتــزی؟

خواهش میکنم ، شاید برای تنوع مصاحبه بد هم نباشه.

از تــرانـه هــات یـک تــصویـــر، یـــک قـــاب بده.

چه سوال سختی...، منظورت رو واضح تر میگی؟

البته، منظورم از ترانه فقط کلام نیست، مـوسیقی،واژه و لحن تو موقع خوندن،در مجموعه چه شکلی رو تصویر میکنه؟

آها...، به نظر من، تصویر یک غروب دل انگیز پاییزی...

کنار جنگل یا دریا...!؟

جنگل نه...، دریا، ترانه های من تصویر یک غروب رو کنار دریا به مخاطب القا می کنه.

به نظر خودت ترانه هات چه رنگیه؟

نارنجی.

خودت صدات رو دوست داری؟

یــه قـسـمــت هــاش رو آره...

چقدر صدات مال خودته، چقدرش رو می سازی؟

از نظر حسی یا فنی؟

حسی...!؟

 خــب جـوهـره ی اصلی این صـدا مال منه و من ادای کسی رو در نمیارم. سعی می کنم بیشتر حس بگیـرم و به کمک اون احسـاس به ترانه برسم؛ مثلا در صدای مـن به طـور ذاتی یک حزنی وجود داره اما عمدا در بعضی قسمت ها اون رو پررنگ تر می کنم.

به نظرت کدوم ترانه ت شبیه زندگیته؟

این تـرانه هـایی که می خونم مطمئنا سلیقه ی منه ولی دلیل نمیشه که زندگی من  باشه...، مـن با خیــلی از ایـن تـرانـه هـا بـه لحـاظ احـساسـی ارتباط برقرار کردم  و باهاشون حتی اشـک ریـختـم امـا هـیچ وقـت احسـاس نکــردم قهـرمان ترانه هام زندگی مشابه من رو داشته.

گفتی با ترانه هات گریه هم میکنی؟

بله، بالاخره این مسئله برای همه ی خواننده ها اتفاق می افته.

با کدون آهنگ خودت تنهای تنها گریه کردی؟

حس غـریب و ضربان. با هـمه ی آشنـا بودنـم به فضای کار اما گاهـی وقـت ها کنترل اشـک هام برام سخـت بود.

وقتی میخوندی گریه می کردی یا بعد ها که می شنیدی؟

معمولا بعدا...

از خوندن کدوم ترانه ت پشیمونی؟

بالاخره همه خواننده ها در یک مقطعی مجبور میشن که از سلیـقه ی خـودشـونجـدا بشن و به سلیقه ی تهیه کننده ی آلبوم تـن بـدن. ایـن اتـفاق برای من در مورد یکی دو قطعه دریایی ها افتاد که شاید اگر امروز بود هیچ وقت اونا رو نمیخوندم.  اما خب الان شرایط کاملا فرق می کنه و من اگه کاری  رو دوست نداشـته بـاشـم هـیـچ وقـت نمی خونم و همـه ی کارهای جدیـدم رو با تمـام  وجــود دوسـت دارم.

موقـع خـونـدن چقدر از الان خودت دور می شی؟ چقدر از خودت بیخود میشی؟

بستـگی داره، اگـه در استـدیـو بـاشـم خـب عـلاوه بـر حـس به تکنیک و اشارات آهنگساز هم توجه می کنم و به همین خاطر خیلی از خودم بیخود نمی شم امــا در اجراهای زنده خیلی فرق داره اونجا حس غـریبی به من دسـت می ده کـه تبدیل به یک آدم عجیبی می شم!

آدم خوبی هستی؟

بـه نظـر مـن هیـچ کس جـز خـدا نـمی تونه در ایـن مورد نظـر بـده چون منحنی خوبی نسبیه . شــاید به نظـر خـودم خوب به نظر برسم اما رفتـار هام دیـگری رو آزار بـده. به همین خاطر نمی تونم در این مورد جواب درستی بدم، زیرا هر کس پارامتر های خودش رو بـرای خوبی داره.

تا به حال شده یقه خودت رو بگیری و خودت رو مواخذه کنی؟

بله...، این اتفاق بار ها برام پیش اومده. من معمولا راجـع به کارهـایی که انجام میدم، چه قبل و چـه بعدش، فکر می کنم. البتـه گاهی او قات این فکر کردن ها بـه چالش ختم می شه! (باخنده)

گفت و گوی مفصل و خوبی بود،از اینکه دراین مصاحبه شرکت کردی متشکرم

من هم از شما و مجله خوبتان ممنونم.

 

 

 

 

 

¢ گزارش نقد تیتراژ هویت

 

دومین نشست کارگاه ترانه حوزه هنری استان تهران، از ساعت 17 روز سه‌شنبه در محل تالار اتفاق این مرکز برگزار شد. مصطفی محدثی، نادرختایی و فرهاد برنجان کارشناسان شعر و موسیقی در این نشست در حضور علی لهراسبی (خواننده) روزبه بمانی (ترانه‌سرا) و شهاب اکبری (آهنگساز و تنظیم‌کننده) به نقد و بررسی تیتراژ سریال «هویت» پرداختند. در ابتدای این نشست مصطفی محدثی، لهراسبی، اکبری و بمانی را سه ضلع مثلث درخشان این اثر توصیف کرد و توفیق آن را متاثر از کارخوب این مجموعه دانست.علی لهراسبی خواننده تیتراژ ضمن انتقاد به کیفیت پایین برخی تیتراژ‌های روزگفت: وقتی آقای شهاب اکبری این کار را به من پیشنهاد دادند من استقبال کردم چراکه کارکردن با متخصصان عرصه موسیقی را همواره منشا کارهای درخور می‌دانم.

وی ادامه داد: این کار ترانه دیگری داشت که من اصلا آنرا نپسندیدم و برای همین از روزبه بمانی خواستم که ترانه دیگری برای کار بگوید. یک خاطره خوب و در عین حال بد من هم از این کار این است که پنج بار آن‌را بصورت کامل اجرا کردم و هربار پس از ضبط آقای بهروز صفاریان ایرادهایی وارد می‌کردند. البته باید از «مهدی یراحی» نیز تشکر کنم.

روزبه بمانی ترانه سرای اثر نیز گفت: پیش از این کارهای دیگری هم با علی لهراسبی داشتیم. مثل «پیله‌های پرواز» که اتفاقا در آن کار هم ابتدای یک ملودی کوتاه ‌برای اثر وجود داشت و من براساس آن ملودی ناتمام ترانه را سرودم و ادامه ملودی براساس ترانه ساخته شد.

وی افزود: چند نکته باعث می‌شود که کار تیتراژ بسیار سخت باشد؛‌اول اینکه ضمن مرتبط بودن با موضوع سریال نباید داستان را لو بدهد. از سوی دیگر محدودیت زمانی در تولید موسیقی در بیشترمجموعه‌های تلویزیونی وجود دارد و این بخش یکی از قسمت‌هایی است که در کمترین زمان ممکن باید آماده شود.فرهاد برنجان کارشناس موسیقی این کارگاه دیگر سخنران این نشست بود. وی استفاده از تونالیته و فرم مناسب را یکی از نقاط درخشان این اثر دانست و گفت: بیشتر آهنگسازان به این نکته توجه ندارند؛ در حالیکه این ویژگی‌ها بر افزایش اثر احساسی وارتباط با مخاطب بسیار موثر است.

وی افزود:‌ بهترین فرم ترانه این است که پس از رساندن مخاطب به نقطه‌اوج هیجان به او فرصت تامل می‌دهد. دراین اثر تلفیق به بهترین وجه ممکن رعایت شده‌است و هیچ‌جا تلفیق نابهنجاری که به معنا خدشه وارد کند دیده‌نمی‌شود. اما در برخی سطور به تقطیع‌هایی می‌رسیم که کلام در موسیقی شکسته می‌شود. البته این نقاط بسیار کم است.فرهاد برنجان ادامه داد: در تنظیم این موسیقی یک نکته ظریف دیده می‌شود و آن موجز بودن موسیقی مقدمه است. اما این موسیقی ذهن ما را برای ورود خواننده و شنیدن صدای او آماده نمی‌کند. اگرچه این موسیقی رابط که در قسمت دوم نیز تکرار می‌شود را نمی‌توان نافی ارزشهای دیگر این اثر دانست. میزان این اثر 4/4 است که یک میزان‌بندی بین المللی و فراگیر است.

کارشناس موسیقی این کارگاه استفاده توامان خواننده از تحریرهای ایرانی، عربی و هندی را در افزایش جذابیت کلی اثر انکارناپذیر توصیف کرد. نادرختایی کارشناس شعر این کارگاه در ابتدای سخنانش کارنامه بمانی را مرور کرد و پیله‌های پرواز، شب شیشه‌ای و ضربان همکاری‌های موفق مشترک او با لهراسبی برشمرد و گفت: استفاده از واژه‌ها در ترانه این اثر بجز قسمت‌های معدودی کاملا بجا و استوار است. اما بعضی از کلمات حشو است.

بمانی گفت: اعتراف می‌کنم که برخی از کلماتم حشو است اما این اشتباه را تعمدا انجام می‌دهم و برای خودم دلایلی دارم. برای مثال استفاده از «من» را بخاطر اینکه نوعی تکیه کلام در لهجه تهرانی است و از طرفی بر فضای صمیمیت کارهایم می‌افزاید دوست دارم. نکته دیگری که باید بگویم این است که نمی‌توان موفقیت یک اثر را تک بعدی بررسی کرد؛ بلکه معتقدم وقتی یک اثر موفق می‌شود همه اجزا در این موفقیت سهیم هستند. شهاب اکبری آهنگساز تیتراژ سریال هویت در ادامه این نشست عوض شدن موسیقی از قسمت هشتم سریال را به همین دلیل ناهماهنگی موسیقی رابط عنوان کرد و گفت: در ابتدای این تیتراژ عمدا از شروع زودهنگام خواننده آنهم در گام بالا استفاده کرده‌ام تا تیتراژ تماشاگر را پس از خاتمه سریال جذب کند.

روزبه بمانی در پایان این نشست در پاسخ به سوال نادرختایی در مورد انتقاد پذیری گفت: اگر نقد کارشناسانه و درستی از کارم شود حتما می‌پذیرم و حاضرم حتی در ترانه‌ام تغییر ایجاد کنم. من قائلم نقد ترانه حتی اگر قاعده‌مند نباشد و براساس سلیقه باشد باید مورد تامل واقع شود چراکه مهم‌ترین موفقیت  رضایت مخاطب است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ توسط :: سارا :: نظرات ()


 

بخش ویژه جشنواره موسیقی فجر
علی لهراسبی می خواند

 

موسیقی ما- به گزارش ستاد خبری بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر لهراسبی شب گذشته در آخرین نشست با "بابک رضایی" مدیر اجرایی جشنواره قرار حضورش در بخش ویژه را نهایی کرد. لهراسبی در تالار وزارت کشور 14 قطعه را به روی صحنه می برد. برای اجرای بخش ویژه لهراسبی به گروه 13 نفره وی 12 نفر اضافه می شوند و سرپرست گروه نیز "فربد یزدان فر" است.

یست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از 19 تا 26 آذر در فاصله اعیاد قربان تا غدیر در سالنهای وحدت ، رودکی ، تالار بزرگ کشور ، فرهنگسرای نیاوران ، فرهنگسرای هنر (ارسباران) ، مجموعه انقلاب اسلامی (برج آزادی) و خانه هنرمندان به اجرا در می آید. پیش فروش بلیت های جشنواره از سوم آذر ماه آغاز می شود و بهای فروش بلیت های تالار وحدت از 120 هزار تا 70هزار ریال، در فرهنگسراهای نیاوران و هنر (ارسباران) و همچنین تئاتر شهر 70هزار ریال، در مجموعه انقلاب اسلامی (برج آزادی)نیز و سالن رودکی به ترتیب 60هزار و 50هزار ریال اعلام شده اند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ توسط :: سارا :: نظرات ()


 

دوستای خوبم از همتون میخوام برید اینجا و در سومین گروه خوانندگان مرد به علی لهراسبی رای بدید ! امیدوارم با تلاش همتون آقای لهراسبی بیشترین رای رو بیارن !

 

علی لهراسبی ترانه تیتراژ مجموعه تلویزیونی "دیدار"

به کارگردانی سیدجواد هاشمی را می‌خواند.

ترانه تیتراژ مجموعه را روزبه بمانی سروده و شهرام حقی موسیقی آن را می‌سازد. پیش از این قرار بود رضا صادقی ترانه تیتراژ "دیدار" را بخواند اما به دلایلی حضور او در این مجموعه منتفی شد.مجموعه تلویزیونی «دیدار» به کارگردانی «سید جواد هاشمی» از اواسط آبان ماه روی آنتن شبکه سه سیما خواهد رفت. به نقل از روابط عمومی پروژه، مجموعه تلویزیونی «دیدار» که قرار است از آبان ماه روی آنتن شبکه سه سیما برود، مراحل تولید خود را سپری کرده و در حال حاضر مرحله ساخت موسیقی را می‌گذراند.

بنابر این گزارش، خواننده تیتراژ این مجموعه با شعری از «روزبه بمانی»، «علی لهراسبی» است و موسیقی متن را «شهروز حقی» ساخته است.  خلاصه داستان این مجموعه تلویزیونی ۱۳ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای بدین شرح است: حمید، نوجوان ۱۳ ساله‌ای است که از روی کنجکاوی در زیرزمین خانه لباس خون آلودی که جای گلوله دارد را پیدا می‌کند. حس کنجکاوی او در یافتن این پیراهن آغاز اتفاقات و ماجراهای تازه‌ای می‌شود و ...

در این پروژه بازیگرانی چون نسرین مقانلو، غلامحسین لطفی، مهران رجبی، سیدجواد هاشمی، ارژنگ امیرفضلی، آتش تقی‌پور، سولماز آقمقانی، علی صالحی، عزت الله رمضانی‌فر، ابوالفضل همراه و بازیگران نوجوان: مهدی عطاران رضایی، محمدرضا زادسرور و سوگند قلی‌زاده ایفای نقش کرده‌اند.

سایر عوامل این پروژه عبارتند از: مجری طرح و مدیر تولید: محمود محمد طائمه، مدیر برنامه‌ریزی: سیامک کاشف آذر، دستیار اول کارگردان: شاهین صمدپور، مدیر تصویربرداری: علی ملکی، طراح چهره‌پردازی: علی خورشید، صدابردار: حمید دژاکام، مدیر روابط عمومی:مجید بهره‌مند، مدیر تدارکات: فؤاد بوربور، منشی صحنه: محبوبه نظری، عکاس: فروغ صنیعی، مدیر صحنه: محسن شهسواری، اجرای لباس: سوفیا شکری.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط :: سارا :: نظرات ()